هشتمین کنسرت هنرجویان آموزشگاه آزاد موسیقی نای و نی در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ اجرا شد. عکسهای زیر گوشه ای از این زیباییست.
-
عکسهای هشتمین کنسرت هنرجویان آموزشگاه آزاد نای و نی
۱۱ بهمن ۱۳۹۰ توسط admin
دسته : اخبار هنرکده, کنسرتهای هنرجویی | برچسب ها : | بدون دیدگاه
-
اولین دوشبانه موسیقی ارومیه
۲ بهمن ۱۳۹۰ توسط admin
اولین دو شبانه موسیقی ارومیه اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ توسط مرکز مهارت آموزی و کاردانش نای و نی با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ارومیه در محل تالار شمس مجتمع فرهنگی و هنری برگزار گردید.
دسته : اخبار هنرکده, دوشبانه موسیقی ارومیه | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
هشتمین کنسرت هنرجویان مرکز مهارت آموزی و کاردانش نای و نی
۲ بهمن ۱۳۹۰ توسط admin
هشتمین کنسرت هنرجویان مرکز مهارت آموزی و کاردانش نای و نی در تاریخ ۱۳۹۰/۱۱/۱۰ در تالار شمس مجتمع فرهنگی و هنری ارومیه واقع در تقاطع خیابانهای برق و آپادانا اجرا خواهد شد.
دسته : اخبار هنرکده | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
کودکان با موسیقی می توانند احساس و اندیشه خود را صیقل دهند
۲ بهمن ۱۳۹۰ توسط admin
آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله مقام موسیقایی » فروردین ۱۳۸۰ – شماره ۹ (از صفحه ۴۳ تا ۴۷)نویسنده : میرهادی، تورانمقام موسیقایی » شماره ۹ (صفحه ۴۳)
کودکان با موسیقی میتوانند احساس و اندیشه خود را صیقل دهند
توران میرهادی
خانم توران میرهادی،رئیس و مدیر شورای کتاب کودک از جمله بنیانگزاران اموزش موسیقی است.خانم فاخرهء صبا نیز از اولین معلمین موسیقی کودک هستند که فرصت دیدار و صحبت با ایشان به دست نیامد.
آنچه که این دو شخص و بسیاری دیگر از فعّالان قدیمی موسیقی کودک را به هم ربط میدهد، کودکستان و دبستان فرهاد است که در مقاله آقای امیر اشرف آریانپور و آقای احمد رضا احمدی نیز به آن اشاره شده است.
این کودکستان در سال ۱۳۳۴ تأسیس شد.دو سال بعد نیز دبستان آن افتتاح شد.از مسایل قابل توجه این کودکستان و دبستان تقویت توجه کودکان به صداهای اطرافشان از صداهای طبیعت،مردم و اشیاء پیرامونشان تا صداهای موسیقی است.
بازیهای اوازی کودکانه مثل اتلمتلتوتوله، دویدمودویدم،عمو زنجیرباف،جمجمک برگ خزون و بسیاری ترانههای محلی از همان ابتدا جزء تفکیکناپذیر مراحل آموزشی آن بود.
محیط خانوادگی خانم میرهادی در ایّام کودکی، توجه مادرشان به صدای اذان و صوت خوش آواز سنتی نوجوان آوازخوان محل،تا توجه پدر به آشنا شدن انها با فرهنگ موسیقی دنیا و سازهای موسیقی و بسیاری موضوعات دیگر در این نوشته تقدیم دوستان علاقمند میشود.
موسیقی،بسیار مهم و بیشتر اوقات مستقلا تأثیرگذار است،ولی گاه نیز با سایر هنرها همراه میشود و بر تأثیر آنها میافزاید.امروزه میتوانیم در ادبیات کودکان،موسیقی با لالاییهای مادران و ترانههای توأم با حرکت آغاز میشود و با بازیهای کودکانه ادامه پیدا میکند،ولی در مرحلهای که ادبیات بیشتر به صورت کتاب تصویری قصّه و افسانه و شعر ظاهر میشود،موسیقی راه جداگانهای در پیش میگیرد و تنها در ضرب آهنگ کلام،وزن و قافیه با ادبیات توأم میشود.البته نوارهای قصّه و شعر از موسیقی بهعنوان زمینه استفاده میکنند،ولی الزامی نیست.بگوییم که همه در بستر موسیقی زندگی میکنیم،زیرا رادیو و تلویزیون در تمام مدت شبانهروز از موسیقی برای زمینه،برنامهء جداگانه و نشانه استفاده میکنند. سینما و تئاتر را نمیتوان بدون موسیقی همراه تصوّر کرد.
رابطهء موسیقی با ادبیات کودکان را بیشتر در زمینهء ادبیات عامّه میتوان دید.کودک حتی در دورهء جنینی به موسیقی،صداها و هماهنگی صداها حساس است،به همین سبب امروزه به مادران توصیه میکنند در دورهء بارداری به موسیقی آرام و دلنشین گوش بدهند و از موسیقی تند،هیجانآور و گاه دلهرهانگیز بپرهیزند تا بر سلامت جنین اثر تخریبی نداشته باشد.
میدانم که بازیهای کودکان را در سراسر ایران جمعآوری کردهاند و اکنون تحقیق گستردهای در این زمیه در دفتر پژوهشهای فرهنگی وجود دارد.در این تحقیق بازیهای کودکان مانند اتلمتلتوتوله،یا جمجمک برگ خزان و عمو زنجیرباف که بازیهای توأم با شعر و ریتمیک هستند،وجود دارند(من ریتم را با واژه ضرب آهنگ فارسی بیان میکنم)ولی این بازیها آهنگ خاصی ندارند.نمیدانم آیا درباره لالاییهای توأم با آهنگ و ترانههای کودکان منطقههای مختلف ایران تحقیقی شده است یا نه.اگر نشده،مانند جمعآوری قصّهها و افسانهها کاری بسیار ضروری است چون رسانههای گرهی بزودی آنها را یا پس خواهند راند یا محو خواهند کرد.
موسیقی عامهء ایرانی و موسیقی کلاسیک ایرانی، هر دو بسیار غنی هستند.ویژگیهای منطقهای آنها تأثیر آنها را صدچندان میکند.در مقایسه با ادبیات عامه و ادبیات فارسی میتوان از تأثیرگذاری همتراز سخن گفت.به موسیقی منطقهء خراسان،بلوچستان،جنوب ایران،کردی و آذربایجانی و گیللانی و مازندرانی گوش کنیم،و به قطعههای نواختهشده در دستگاههای مختلف گوش کنیم و قبول داشته باشیم که غنای انها سحرانگیز است.امیدوارم همّتی بشود و ترانههای کودکان را نیز بتوان از منطقههای گوناگون جمعآوری کرد.
در فرهنگنامه کودکان و نوجوانان تلاش کردهایم تا اطلاعاتی در زمینهء موسیقی،سازهای ایرانی، موسیقیدانان و آهنگسازان ایراین ذکر کنیم و با آوردن نمونههایی از لالاییهای و اشعار،مراجعهکنندگان به فرهنگ و ادبیات انها آشنا کنیم،ولی این کار محدود است،چون فرهنگنامه کتاب تخصصی در یک رشته نیست،بلکه کتاب مرجع است.
دربارهء آشنایی و علاقهء من به موسیقی باید بگویم که هر فردی در زندگی با این رشته از هنر آشنا میشود،گاه زودتر و گاه دیرتر.موسیقی در خانهء ما موضوعی بسیار جدی بود.پدر و مادرم هر دو به این هنر علاقمند بودند.هر دو اعتقاد داشتند که همه مردم استعداد موسیقی دارند،بعضی شنوندگان خوبی هستند و بعضی نوازندگان و بعضی آهنگسازان خوب،به همین سبب در خانه،گرامافون و صفحههای موسیقی کلاسیک داشتیم.پدر و مادرم،برادر و خواهر بزرگترم را بیشتر به سمت ادبیات فارسی و برارد دوم و مرا به سمت نواختن ویولن و پیانو سوق دادند.
مادرم در کودکی ترانههای بسیار زیبایی را برای ما میخواند که من هنوز آنها را به یاد دارم و گاه حتی در این سنوسالی که هستم،با انها سیر و سیاحتی به فضاهای دوردست دارم.برادرم ویولونیست خوبی شد و کار را ادامه داد تا زمانی که مچ دستش شکست و نرمش لازم را برای نواختن از دست داد.من از هشتسالگی پس از یک اتمام حجّت،درسها را قطع کرد.در هفده سالگی فهمیدم چه اشتباهی کردم و از این بابت خود را بسیار سرزنش کردهام و میکنم.
در گذشته مثل امروز موسیقی در اختیار همه نبود.
رادیو،تلویزیون و ضبطصوت وجود نداشت،به همین سبب گاه پدر و مادر که خود دوستدار موسیقی بودند، نوازندگانی را به خانه دعوت میکردند و اتاق پذیرایی ما به سالن کنسرت تبدیل میشد و ما شنوندهء موسیقی مجلسی و تکنولوژیهای ویولن و یولنسل و پیانو و گاه تار و سنتور میشدیم.
در خانه ما رسم بر این بود که هنگام اذان ظهر و مغرب سکوت کامل برقرار باشد.مادرم صدای اذان را بسیار دوست میداشت و این سکوت را میطلبید.آن زمان این همه عمارتهای بلند نبود و صدای اذان از منارهء مسجد سپهسالار(شهید مطهری)به خانهء ما میرسید. بعدها که تابستانها در تجریش سکونت داشتیم،مادرم این سکوت را به هنگام آواز خواندن نوجوانی به نام تقی عسگری که همسایهء ما بود،برقرار کرد.تقی عسگری که دوست و همبازی دوران کودکی برادران من بود، هنگام غروب،کوزه به دوش میگرفت و از چشمهء مقصودبیک،در نزدیکی سرپل تجریش آب آشامیدنی برای خانوادهء خود میآورد.وقتی به سمت خانه برمیگشت،آوازی سرمیداد شفاف و زیبا که هنوز در گوش دارم.از چه کسی اموخته بود،نمیدانم.او پس از بلوغ و تغییر صدا دیگر نخواند.بعدها قهرمان شیرجه کشور شد و اکنون پدر سه فرزند است ودر گوشه و کنار کشور ایران به کار و سازندگی مشغول است.
درهرحال آن اشتباه دوران کودکی و این تأثیر سحرانگیز سبب شد که با عهد کنم که در کار تعلیم و تربیت،به موسیقی بسیار توجه کنم و آن را در برنامهء کار همهء کودکان مدرسهء فرهاد قرار بدهم.
شاید ذکر خاطرهء دیگری نیز لازم باشد.من در سال ۱۳۲۶ هـ.ش.یا ۱۳۲۷ هـ.ش.دانشجوی رشتهء روانشناسی و تعلیم و تربیت در دانشگاه سوربن پاریس بودم.رسم ما دانشجویان این بود که برای ناهار به شهر دانشگاهی،که رستورانی ارزانقیمت برای دانشجویان داشت،برویم.در یکی از روزها،گروهی از دانشجوی ایرانی به دور خوانندهای جمع شدند که با صدای بسیار زیبا ترانههای گیلکی میخواند.در اواز کوراشیم او همهء دلتنگیهای ما برای وطن و مردم وطن احساس میشد.او خواند و همه ما دانشجویان ایرانی بشدّت منقلب کرد.میدانم دیگران با خود چه عهدی بستند، ولی میدانم که در ان لحظات با خود عهد بستم تا عمر دارم به مردم وطنم خدمت کنم.
همه اینها و بسیاری تجربههای کوچک و بزرگ دیگر سبب شدند که در برنامهء مدرسهء فرهاد،کودکستان (تأسیس ۱۳۳۴ هـ.ش)،دبستان(تأسیس ۱۳۳۶ هـ.ش)و مدرسه راهنمایی(تأسیس ۱۳۵۰ هـ.ش)به شکلی بسیار جدی پرداخته شود.
بنیانگزار آموزش موسیقی در دبستان فرهاد،خانم فاخرهء صبا،هنرمند و استاد موسیقی مهربان بودند. بعدها آقای امیر اشرف آریانپور،استاد موسیقی،کار ایشان را دنبال کردند و سپس سیمین قدیری،خواننده و آهنگساز ترانههای کودکان شکل نهایی این برنامه را در مدرسه بر پایهء تجربههای این استادان کامل کرد.این کار،۲۵ سال طول کشید و ثمرههای گوناگون به همراه داشت.
در کودکستان،کودکان سه تا شش سال پذیرفته میشدند.موسیقی و ترانهخوانی تمام برنامههای آنها را همراهی میکرد.ما به همهء کودکستانهایی که قبل از ما تأسیس شده بودند،سر زدیم و آهنگها و ترانهها و برنامههای موسیقی را جمعآوری کردیم. کودکستانها اقلیت ارامنه در این زمینه بهتر از سایرین کار کرده بودند.این ترانهها سرآغاز مجموعهای بود که بتدریج بزرگتر و گستردهتر میشد و اجازه میداد، موسیقی،با همهء برنامهها درهم بافته شود.مربیان برای تغییر هر نوع فعالیتی ترانهای داشتند.استراحت ظهر کودکان با گوش کردن به موسیقی آرام توأم بود.داستان چگونی پیدایش سازها را یکی از مربیان میگفت و نمیدانم آیا درباره لالاییهای توأم با آهنگ و ترانههای کودکان منطقههای مختلف ایران تحقیقی شده است یا نه.اگر نشده،مانند جمعآوری قصّهها و افسانهها کاری بسیار ضروری است چون رسانههای گروهی بزودی آنها را یا پس خواهند راند یا محو خواهند کرد.
گوش کردن دقیق به موسیقی طبیعت،آب،باد و باران، صدای پرندگان،موسیقی لجتماعی،همهمه محیط و صدای فروشندان دورهگرد،و بازی معمایی«اگر گفتی ز چه ساخته شده است؟»(با زدن بر تخته،فلز،شیشه و غیره)از کارهای روزمره بهشمار میامد.
در این دوره زندهیاد عباس یمینیشریف،پروین دولتآبادی و محمود کیانوش سرودن شعر را برای کودکان پیش میبردند.سیمین قدیری و بعدها دیگران روی این اشعار آهنگ گذاشتند و گروه همسرایان(کر)کودکستان و بعدها مدرسه شکل گرفت.
برنامه در دبستان شکل دیگری داشت.سرود صبحگاهی ما «ای ایران» بود.هر کلاسی در هفته یک ساعت موسیقی داشت.در این یک ساعت گوش کردن به یک آهنگ کلاسیک،سلفژه و تمرین صدا(سازی که همه به آن مجهزند)تمرین ترانه و سرود آشنایی با آهنگسازان و تاریخ موسیقی و بالاخره خواندن و تمرین روی خط موسیقی جزیی از برنامه بود و معلم با ارگ، صفحه،نوار ضبطصوت،ساز جداگانه با دانشآموزان کار میکرد.این برنامه که در آغاز بیشتر به سوی موسیقی کلاسیک گرایش داشت،بتدریج تغییر جهت داد و به سمت موسیقی کلاسیک ایرانی و ترانههای محلّی برگشت،طوری که دانشآموزان در کلاس سوم ابتدایی شممّههایی از تاریخ وسیقی در ایران را میشنیدند و با آن آشنا میشدند.همه کلاسها و همه دانشآموزان در گروههای همسرایان کلاس شرکت داشتند.آهنگسازی نیز در سالهای آخر جزیی از برنامه موسیقی مدرسه شد.
در این فاصله یعنی از ۱۳۳۴-۱۳۵۰ هـ.ش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (تأسیس ۱۳۴۵ هـ.ش) دست به کاری بسیار ارزنده زد و آن تهیه نوارهایی از سرود و شعر شاعران،ترانههای کودکان، شرح حال بزرگان موسیقی همراه با قطعه هایی از آثار و صفحههایی دربارهء موسیقی کلاسیک ایرانی بود. سیمین قدیری همراه با چند خوانندهء معروف دیگر و شاعران کودک در این زمینه کانون را یاری دادند.این کار زیر نظر آقای احمد رضا احمدی شاعر نوپرداز و مبتکر و نویسندهء آثار کودکان و نوجوانان شکل گرفت و پیش رفت.کاری که برای ما در مدرسه فرهاد بسیار مغتنم بود و از همهء مجموعهء آن بسیار استفاده کردیم.
معمولا در پایان کلاس پنجم ابتدایی خانم قدیری گزارشی از شاگردان مستعدتر برای اموزش موسیقی میداد،و ما طی نامهای به والدین اطلاع میدادیم که طبق مطالعات ما فرزندشان استعداد خاص موسیقی دارد و میتواند نواختن ساز مورد علاقهء خود را شروع کند.
البته بعضی از والدین پیش از اظهارنظر ما اموزش نواختن ساز را آغاز کرده بودند،ولی بسیاری نیز پس از آن،به این استعداد توجه کردند.
مهمترین مساله برای ما این نبود که دانشآموزان نوازنده یا اهنگساز شوند،بلکه میخواستیم شنوندگان خوبی شوند،موسیقی را بفهمند و از ان لذّت ببرند،از آن کمک بگیرند،احساس و اندیشهء خود را صیقل بدهند و زندگی غنیتر و مثمرثمرتری داشته باشند.
این تجربهها را من بهطور بسیار خلاصه در کتاب «جستجو در راهها و روشهای تربیت»که کتاب سوم از تجربه های مدرسه فرهاد است (صفحههای ۱۶۸، ۱۶۹ و ۱۷۰) آورده ام. برنامهء تدوینشدهء ۵ کلاس ابتدایی نیز در سالهای آخر کار مدرسه فرهاد را نیز در دست دارم.به کمک بعضی از دانشجویان که در زمینهء آموزش موسیقی در مدارس ما تحقیق کردهاند نیز رفتهام،ولی واقعا جا دارد به این حوزه از آموزش که تأثیر بسیار عمیقی در تلطیف روان کودک و نوجوان، کسب هویت فرهنگی و درک زیباییهای طبیعت دارد، توجه بیشتری شود و از همه تلاشهایی که در گذشته و حال در این زمینه انجام شده و میشود،بهره گرفته شود.درحال حاضر جای موسیقی در نظام آموزش و پرورش خالی است.
دسته : مقالات | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
فرزند من در منزل بسیار کم تمرین می کند، چه باید بکنم؟
۲۲ دی ۱۳۹۰ توسط admin
فرزند من در منزل بسیار کم تمرین می کند، چه باید بکنم؟
تمرین نکردن هنرجو مطلبی تازه نیست و کم و بیش همه والدین این مشکل را تجربه می کنند. عوامل متعددی در بروز این مشکل نقش دارند که به مهم ترین آنها در زیر اشاره میشود:
۱- نداشتن علاقه: هنرجویانی که در سنین پائین تر یادگیری موسیقی را آغاز می کنند، گاهی در مورد یادگیری سازشان یا به طور کل یادگیری موسیقی حق انتخاب نداشتهاند. این هنرجویان معمولاً تمرینات موسیقی را صرفاً با هدف جلب رضایت والدین یا مربی مربوطه انجام میدهند. این کار به تدریج هنرجو را خسته و دلزده کرده و در نهایت از تمرین کردن امتناع میکند. بهترین کار در مورد این هنرجوها قطع کلاس وی با هماهنگی مربی و خود هنرجو میباشد. ولی پس از این کار برای بازگشت وی بهترین کار ایجاد علاقه و انگیزه در وی با روش هایی مانند بردن وی به کنسرت ها، رپرتوارهای پیانو خصوصاً اجراهای هنرجویان همسن او میباشد. همیشه برای تشویق هنرجو از روشهای غیر مستقیم استفاده کنید و هیچگاه توانائی فرزندتان در اجرای پیانو را با فرزندان نزدیکان خود مقایسه نکنید. این کار می تواند برای همیشه وی را از نواختن پیانو بیزار کند.
۲- نداشتن وقت و برنامه ریزی درست: این روزها اکثر کودکان و نوجوانان برنامه های آموزشی سنگین و فشردهای را در مدارس خود تجربه میکنند. به جز درس ها و تکالیف مدرسه، کلاسهای تقویتی و جنبی خود به مقدار زیادی وقت هنرجو را در روز اشغال میکند. گاهی دیده میشود که والدین، فرزندان خود را در چند رشته از هر یک از کلاس های هنری و یا ورزشی ثبت نام میکنند. به نظر می رسد برخی از والدین می خواهند تمامی آنچه را که در کودکی خود تجربه نکردهاند فرزندانشان انجام دهند! باید در نظر دشت که هر هنرجو از توان و ظرفیت مشخصی برای یادگیری برخوردار است و برای به دست آوردن نتایج خوب، بهتر است با کمک هنرجو برنامه ریزی مناسب تر و سبکتری برای فعالیت های جنبی وی در نظر گرفت.
۳- عدم نظارت والدین : والدین به خصوص مادر نقش بسیار مهمی در نظارت تمرینات هنرجو ایفا میکنند. از آنجا که هنرجویان اکثر زمان یادگیری موسیقی را در منزل به سر میبرند باید نظارت مناسبی از سوی والدین در مورد تمرینات وی صورت گیرد.
۴- تکالیف بیشتر از ظرفیت هنرجو: گاهی مربیان نا آگاهانه در تخمین میزان تکالیف هفتگی هنرجو اشتباه میکنند. در این گونه موارد بهتر است با مربی مربوطه در این مورد مشورت شود.
برای نتیجه گیری بهتر چند ساعت در روز باید تمرین کرد؟
میزان تمرین روزانه بستگی زیادی به وقت و توانائی هنرجو دارد. مسلماً هر چه این زمان بیشتر باشد بهتر است ولی با توجه به محدودیت هایی نظیر کمبود وقت و ظرفیت هنرجو معمولاً تمرین روزانه بین ۳۰ دقیقه تا ۲ ساعت در روز ایده آل است.
دسته : مقالات | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
سن فرا گیری موسیقی
۱۵ مهر ۱۳۹۰ توسط admin
از چه سنی می توان موسیقی را آغاز کرد ؟ اگرچه دریافت موسیقی طبق بسیاری از تحقیقات حتی در دوره جنینی نیز مشاهده می شود. اما درمورد آموزش موسیقی همانطور که بسیاری از بنیانگذاران آموزش موسیقی کودک ازجمله کارل ارف و امیل دالکروز و متخصصان دهه های معاصر، میلر و پیکا ریا نیز به آن اشاره می کنند بهترین سن آموزش ۲ تا ۸ سالگی است. اما، این به این معنی نیست که بعد از این سن آموزش موسیقی موثر نیست .
آموزش موسیقی کودک به واسطه تاثیر چندگانه ای که در یادگیری های کودکان ، ارتباطات عاطفی و اجتماعی می گذارد در بیشتر برنامه های آموزشی روزانه کودکان جایگاه ویژه ای را دارد. چه بسا بهره گیری ازموسیقی در آموزش های دروس نیز به کار گرفته می شود. به علاوه ، همواره باید به خاطر داشته باشیم که اگرچه دراین نوع آموزش ها کودکان قادر به نواختن ساز می شوند اما اهمیت دادن به این بخش ما را به سمت وسویی می برد که در آن هدف نوازنده پروری نیست بلکه هدف آن دریافت مفاهیم بنیادین موسیقی کود ک است .
به طور کلی می توان گفت که آموزش موسیقی کودک اهداف متفاوتی را شامل می شود و ازجمله این اهداف :
- افزایش توانمندی های کودکان در درک شنیداری اصوات ، آواها و ملودی های مختلف ،خواندن و نواختن آن ها .
- هماهنگی روانی – حرکتی کودکان ازطریق بازی های موسیقایی و آموزش های ویژه موسیقی ارف .
- درک زیبایی شناختی و افزایش خلاقیت کودکان از طریق بداهه نوازی که یکی از مهم ترین عناصر روش ارف است .
- ایجاد تعامل اجتماعی از طریق آموزش های گروهی و در پی آن افزایش مهارت های ارتباطی و انتقال فرهنگ گذشتگان.و بالاخره موسیقی مهارتی است که فرد ازطریق آن در کودکی و در سال های بالاتر می تواند در حل برخی از مسائل خود از آن استفاده کند .درواقع هماهنگی بین محتوا و ابزار موسیقایی ارف با ویژگی های کودکان، آنان را برای آموزش های پیچیده تر آماده می کند . به علاوه ، بسیاری از کودکانی که آموزش موسیقی را بدون گذراندن دوره های ارف شروع می کنند با سختی ها و دشواری هایی که یادگیری ساز دارد دلسرد شده و حاضر به ادامه کار نیستند .
غالباً اهداف والدین از ثبت نام دردوره های موسیقی ارف متفاوت است . گروهی که خود موسیقی را تجربه کرده اند نسبت به فرآیند یادگیری موسیقی اطلاعات بیشتری دارند و نیز برای والدینی که اطلاعات کمتری دارند( خصوصاَ گروه های آمادگی) دوره های آموزشی تحت عنوان “آشنایی با روش ارف” مورد نیاز است . در واقع یکی اهداف موسیقی ارف هرچه نزدیک ترکردن موسیقی به فرهنگ کودکان است و در این راه نقش والدین بسیار موثر است . زیرا در یک تعامل مثلثی “مربی ،کودک و والد یا والدین”خواسته ها و توقعات یکی می شود و فرهنگ نسل قبل به نسل جدید و نو پا منتقل میشود. جدی گرفتن آموزش موسیقی و تمرینات آن طبق اصول یادگیری ازطرف والدین بدون فشارهای غیر منطقی می تواند این مسیر را هموارکند.والدین در این راه یاد می گیرند که قرار نیست ازکودکانشان نوازنده های ماهر بسازند و قرار نیست به جای مربی آموزش دهند . بلکه درمی یابند اگر خودشان از موسیقی لذت ببرند فرزندانشان نیز از موسیقی که می نوازند لذت می برند و ازاین مهارت درهمه بخشهای زندگی خود بهره خواهند برد .
تجربه نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از هنرجویان ارف علاقه مند هستند که موسیقی را ادامه دهند و توانایی نوازندگی را نیز به دست می آورند . ناگفته نماند این بدان معنی نیست که کودکانی که هرگز با این نوع موسیقی آشنا نشده اند قادر به نوازنده شدن نیستند بلکه موضوع قابل تامل این است که کودکان با روش ارف به طور نظام دار آموزش موسیقی را فرا می گیرند و در نتیجه در یک مسیر تخصصی گام بر می دارند.
سازهای ارف به سازهایی گفته می شود که توسط کارل ارف و بر اساس توانمندی های ذهنی و حرکتی (استفاده از حرکات مچ دست به جای انگشتان) کودکان طراحی شده اند و ساختاری بسیار ساده دارند. به علاوه ،افزایش انگیزه و توجه کودکان به ادامه فراگیری ، امکان گروه نوازی و بداهه نوازی و قابلیت جابجایی تیغه ها ازمزایای به کارگیری سازهای ارف است . سازهای ارف نیازی به کوک کردن ندارند و با نواختن ، تغییرات دما و رطوبت تغییری در کوک آن ایجاد نمی شود.
انواع سازهای ارف از خانواده سازهای ملودیک ضربی زیلوفون ها: سازهایی با تیغه های چوبی که با ضربه زدن توسط مضراب به صدا در می آیند.
متالوفونها و بلز : سازهایی با تیغه های فلزی که با ضربه زدن توسط مضراب به صدا در می آیند.
از خانواده سازهای ملودیک کششی فلوت ریکوردر و ملودیکا: سازهای بادی هستند که دراثر دمیدن تولید صدا می کنن.
فلوت ریکوردر در گروه بندی تخصصی به گروه”بادی چوبی” و ملودیکا به سازهای “بادی شستی دار” مربوط می شود.
سازهای ضربی : ازجمله انواع طبل ، سنج ، سه گوش ، دایره زنگی و دقک و… البته هنرجویان برای تمرین درمنزل فقط از سازهای بلز و فلوت ریکوردر استفاده می کنند .مدت زمان آموزش در سنین مختلف برحسب نیازهای آنان متفاوت است به طوری که برای آمادگی ۲ الی ۵/۲ سال و برای گروه سنی الف ( اول،دوم وسوم دبستان ) ۵/۱ سال و گروه سنی ب (چهارم و پنجم دبستان ) ۱سال و گروه سنی ج ( مقطع راهنمایی ) یک تا سه ترم درنظر گرفته شده است.
معمولا ً هنرجویان ارف فرصت مشاهده در برخی از اجراهای گروهی ارکستر پارس را در طول دوره خود به دست می آورند. به علاوه بطور اختصاصی در پایان دوره ارف هنرجویان همزمان با اجراهای مختلف که توسط مربیان مرکز انجام می شود با سازهای متفاوت آشنا می شوند . درعین حال مربیان هر دوره با توجه به آشنایی با توانمندی های موسیقایی و فیزیکی شاگردانشان و علاقه مندی آنان که در طول دوره به کمک ارزشیابی های مستمر به دست می آید آنان را در انتخاب ساز راهنمایی می کنند.
تاثیرحرکات موزون در یادگیری موسیقی که در بیشتر نظریه های موسیقی کودک نیز مطرح شده است موجب شد تا دوره ای تحت عنوان حرکات موزون برای برخی ازهنرجویان خردسال تدارک دیده شود. البته در حال حاضر حرکات ریتمیک درکلیه کلاسهای ارف رکن اساسی آموزش است. زیرا درآموزش کودک ارتباط نزدیکی بین حرکت ، ریتم و دیگر مفاهیم موسیقایی است. در واقع اولین و خود جوش ترین شکل یادگیری از راه حرکت است. بدین ترتیب ما از حرکات موزون به منزله راهبرد
تکمیلی در جهت افزایش یادگیری کودکان و درونی تر شدن آموزش موسیقی استفاده کرده ایم .دسته : مقالات | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
موزیک DNA
۱۵ مهر ۱۳۹۰ توسط admin

YOUR DNA SONG
“کلمه Universe (به معنای جهان) که در زبان انگلیسی برای توصیف بینهایت و فضای لایتناهی به کار می رود از دو جزء UNI به معنی یک و Verseبه معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یک آواز. به تازگی دانشمندان علم ستارهشناسی، بعد از تحقیقات وسیع و طولانی، به این نتیجه رسیدهاند که آفرینش نه با یک انفجار عظیم (به نام بیگ بنگ) که با نوایی آرام آغاز شده است. نوایی که به تدریج منتشر شده و اکنون در تمام فضا جریان دارد. محققان در دانشگاه کمبریج نیز دریافتهاند که خورشید کهکشان پرسیوس آوازی خاص و ریتمیک میخواند. اصوات و نواها نه تنها در اعماق فضا، بلکه در مولکولها و اتمها نیز یافت شدهاند. دکتر دیوید دیمر زیست شناس و سزوان ژاندر موسیقی دان، سراغ شگفتانگیزترین مولکول حیات یعنی DNA رفتهاند. این ایده کهDNA و موسیقی ممکن است با یکدیگر مرتبط باشند برای اولین بار توسط دکتر سوسومواوهنو مطرح شد. DNA نردبانی مارپیچ است که از یکسری رمز تکرار شونده تشکیل شده است.
رمزهایی که با ترجمه بخش اندکی از آن، پروتئینها و در نهایت موجودات زنده شکل میگیرند. DNA زبان رمز مشترک در بین تمامی موجودات زنده روی کره زمین میباشد، در آغاز حیات تاکنون، و راستی این زبان مشترک چه میگوید؟

دکتر دیمر و ژاندر، در طی آزمایشات علمی و با ثبت ارتعاشات مولکول DNA به وسیله اسپکترومتر مادون قرمز و تبدیل فرکانسها به نت موسیقی، سعی کردند این زبان مشترک را به صوت ترجمه کنند.(۵) و حالا سؤال این است: آیا این اصوات و نتها، ملودیک و آهنگین هستند و یا DNA تنها مجموعهای نامنظم و تصادفی از صدا و فرکانسها است؟

آنها فرکانسهای DNA یک سلول را به نت ترجمه کرده و شروع به نواختن کردند. نتیجه شگفتانگیز بود، یک موسیقی بسیار زیبا!
ژاندر در این رابطه میگوید: «برخی از این ترکیبات فرکانسها، بسیار حیرتانگیز بودند. با شنیدن آنها من به موسیقی زندگی خودم گوش میدادم.
بسیاری از افرادی که به موسیقی DNA گوش دادند، کاملاً هیپنوتیزم و مسحور شدهاند و بسیاری دیگر نیز ساعتها گریستهاند. برخی دیگر اذعان کردهاند که این موسیقی نوایی از درون آنهاست و آنهایی که با موسیقی کلاسیک آشنایی داشتند به شباهت موسیقی DNA با آثار نوابغی چون باخ، برامز، شوپن و…اشاره کردهاند.
دکتر اوهنو در این باره می نویسد: «ملودی های DNA با عظمت و الهام بخش میباشند. بسیاری از افرادی که برای اولین بار این موسیقی را میشنوند، شروع به گریه میکنند. آنها نمیتوانند باور کنند که بدنشان – که تا حالا اعتقاد داشتند فقط تجمعی از مواد شیمیایی است – شامل چنین هارمونی های معنوی و الهام بخشی باشد.
نه تنهامیتوان باDNAموسیقی ساخت،بلکه حتی امکان معکوس کردن فرایندنیزممکن است.به بیان دیگرشما یک بخش از موسیقی را برداشته و نتها را به واحدهای سازنده DNA (نوکلئوتیدها) برمیگردانید . در پایان نتیجه شبیه یک رشته از DNA می شود. اوهنو تلاش کرد تا با قطعه شوپن این کار را انجام دهد. در پایان نتیجه شبیه یک ژن سرطانی شد!
دانشمندان از نتایج این یافته ها در تحقیقات پزشکی نیز استفاده کرده اند. اگر شما هم اهمیت دنبال کردن این آواها را بدانید ممکن است به این نتیجه برسید که با بررسی دی ان ای در تریلیونها سلول بدن و دانستن نوسانات آنها شاید راهی برای بیش از پنج میلیون نفری که از سال ۱۹۹۰ مبتلا به سرطان تشخیص داده شده اند، پیدا شود. فابین مامن یک متخصص بیوانرژی است که با کمک هلن گریمال بیولوژیست و موسیقیدان، بیش از یک و نیم سال بر روی افکتهای سلولهای سرطانی در مرکز ملی فرانسه که یک مرکز معتبر تحقیقات است کار کرده اند. آنها به این نتیجه رسیده اند که سلولهای بافتهای سرطانی صداهای مغشوش و ناهنجاری تولید می کنند.
و علاوه بر این در آزمایشات بسیاری ثابت شد که قرار گرفتن سلولهای سرطانی در معرض صداها و امواج صوتی، تغییراتی اساسی در آنها ایجاد می کند، صداهایی که آوادرمانی را به عنوان یک پتانسیل قوی درمانی برای این نوع بیماریها و موارد بسیار دیگری مطرح می کند. مامن همچنین تحقیقاتی را بر روی دو بیمار مبتلا به سرطان سینه دنبال کرده است. هر خانم به مدت سه ساعت در روز در طول دوره یک ماهه تحت آوادرمانی (موسیقی درمانی) قرار گرفتند. پس از اتمام دوره درمان، تومور یکی از آنها کاملا ناپدید شد، اما بیمار دوم مجبور شد تومور را جراحی کند. جراح او گزارش می دهد که اندازه تومور کاملا کوچک شده بود و تا حد بسیار زیادی هم تحلیل رفته بود.
ازاین یافته ها به این نتیجه می رسیم که وقتی اندامهایمان بصورت هماهنگ آوازمی خوانند ماسلامت هستیم و وقتی که آنها خارج از تنظیمشان آواز می خوانند ما احساس بیماری می کنیم.
شگفتانگیزتر میشود اگر بدانیم که تمام سلولهای بدن یک موجود زنده، دارای یک نوع DNA منحصر به فرد هستند و DNA هر موجود (با وجود زبان و ساختار مشترک)، با DNA دیگری متفاوت است و این بدین معناست که در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی، همه مشغول نواختن آهنگی منحصر به فرد هستند.”
به یک نمونه موسیقی DNA گوش کنید .
جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه فرمایید.
دسته : مقالات | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
فارغ التحصیلان موسیقی کودک مرداد ۹۰
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ توسط admin
دسته : کلاسهای موسیقی کودک | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
روز جهانی کودک ۱۳۸۵ سالن بهزیستی
۲۰ مرداد ۱۳۹۰ توسط admin
دسته : کنسرتهای هنرجویی | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش
-
پیانو، موسیقی کودک، سلفژ، هارمونی
۳ مرداد ۱۳۹۰ توسط admin
برنامه درسی آموزشگاه آزاد موسیقی نای و نی برای ترم تابستان بشرح زیر می باشد:
پیانو، موسیقی کودک، سلفژ، هارمونی: همه روزه دایر است.
استاد: رامین حبیب زاده
دسته : برنامه درسی آموزشگاه | برچسب ها : | دیدگاهها خاموش